4 ژوئن 2020
خانه / أشعار / کدامین شهر من ؟
کدامین شهر من ؟
کدامین شهر من ایران

کدامین شهر من ؟

شعر « کدامین شهر من ؟ »

دکتر سیّد فضل الله میرقادری

دانشگاه شیراز

 

وطن اي مهر و ماه و كوكب شب

اگر در راه حفظت جان سپارم

كدامين شهر را، بخش و دهستان

من از شرقم ؟ زغربم؟ از شمالم؟

جنوب و غرب و شرقت كشور من

من از رشت و بم و خاك خراسان

ز شيراز آن شه و ملك سليمان

ديار عارفان و كوي جانان

ز شيراز آن ديار نعمت و ناز

من از آباده، اقليد و صفا شهر

زتنگ بولحيات و دشت ارژن

بلوچستان و زنجان موطن من

ز زرّين شهر زرّين گشته خويم

من از لارو ز كرمان كريمان

من از طهران ديار طاهرانم

هواي مشهد و قم دارد اين دل

ز شهر لنگرود و بندرعباس

ابرقو، يزد و بوشهر و گناوه

ز آبادان و نورآباد و اهواز 

محلات و مراغه، مُهر و بيرم

هواي بابل و بهشهر بوانات

سعادت شهر و سمنان و سراوان

زياسوج و زگچساران و دهدشت

به تنب كوچك و تنب بزرگان

ز بيجار و بروجن، بافق و بانه

ز بافت و بهبهان، اسلامِ آباد

ز نيريز و نيستانهاي نايين

ز ايزد خواست، داراب و مريوان

خمين و گرمسار و فيروزآباد

ز قُروه، قشم و شاهين شهر و ازنا

ز گرگان و گناباد و ز گنبد

به كاشمر،‌اشكنان سيوند و شوشتر

الشتر، اردبيل و اسفراين

به ارسنجان و اردستان و دامغان

درود و درگز و دزفول و ساري

اَهِل، آمل ، ابوموسي، مهاباد

ورامين، كازرون چالوس و پاوه

به شهر بابك و خلخال و خورمج

ز سوسنگرد و سلماس و نهاوند

اُميديه، اميد بجنورد و لاوان

ز فردوس سبزوار، مسجد سليمان

ز شهر مرودشت و خرم آباد

ز انديمشك و ايرانشهر و تربت

به شهركرد و آذرشهر و بيرجند

ز زابل، قيروكارزين هگمتانه

زآغاجاري و زرقان و رودبار

سياهكل، آستارا، ‌فومن، گلستان

من از بابلسرم، شروان و هشترود

لواسان، آشتيان، گلپايگان را

زلاهيجان و فيروزكوه و بيضا

دلم در بند شهر و كشور خويش

وطن محفوظ ماند از تعرّض

   

زعشق مرز و بومت جان فدايم

تمام لاله هايت خونبهايم

كدامين نقطه از خاكت ستايم؟

جنوب شرقي ام؟ من از كجايم؟

تمام اين وطن را مي ستايم

من از شيراز سبز با صفايم

به خاك كوي سعدي شد هوايم

ز وصف ضيمرانش برنيايم

ز عشقش شعر سبزم را سُرايم

من از لامردم و من از فسايم

دليجان، اصفهان، از شهرضايم

زخرمشهر و خواف و خوي بنايم

جمال شوش و تبريز دلربايم

من از جيرفت و جهرم رخ نمايم

به شمران خاوران، كاشان بقايم

ديار عاشقان باشد لقايم

ز ايذه ، ديلم و داران ندايم

ديار خور و تنگستان سرايم

همه جاي وطن گرديده جايم

بروجرد و سپيدان راستايم

دماوند و مرند و ري شفايم

سنندج، ساوه، استهبان سرايم

همه صاحبدلان هم فكر و رايم

به قائم شهر و سي سخت ره گشايم

اهر، كنگان، شلمچه شد صفايم

زماسوله، اوز گردد ثنايم

به شهر ايروان باشد دوايم

كرج، كهنوج و قاين لاله هايم

به سقّز، سيرجان باشد دعايم

و سردشت و سميرم روشنايم

جوانرود و طبس گرديده رايم

به پيرانشهر و تفرش آشنايم

كوار و كيش و بوكان شد لقايم

به جاسب و ميمه دوزم چشمهايم

نبردن نامشان باشد خطايم

همه از خلقت خوب خدايم

زرند و خاش و مهران رّد پايم

 به قزوين، قصرشيرين، طوس جايم

ز ايلام و فريمان درد و دايم

سرخس، ميناب و پلدختر بنايم

برآيد از نطنز وبم صدايم

سراب و شادگان، ماكو بقايم

ز رفسنجان و قوچان رخ نمايم

گشودم فرش زرّين زيرپايم

ديار قهرمانان زاد نايم

ز وصف خاطراتش برنيايم

فلاورجان و بستك را ستايم

من از كرمانشه تنكابن برآيم

ز جان و دل بود هردم دعايم

اروميه شده دفع بلايم

هوا و آب و خاكش جانفزايم

ز قيد و بند و درد و غم رهايم

پاسخی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*